Definition
▶
خوشبو
khushbū
خوشبو به معنای دارای بوی خوش و دلپذیر است.
ניחוח הוא הכוונה שיש לו ריח נעים ונעים.
▶
این گل خوشبو در باغچه من شکوفه زده است.
הפרח הניחוח הזה בפרח שלי פרח.
▶
عطر خوشبو او همه جا را پر کرده است.
הבושם הניחוח שלה מלא בכל מקום.
▶
این غذا خوشبو و خوشمزه است.
האוכל הזה נעים וטעים.