Definition
▶
سازماندهی
sazmandahi
سازماندهی به معنای ترتیب دادن و نظم بخشیدن به امور و فعالیتها به گونهای است که کارها به بهترین نحو انجام شود.
组织是指安排和整理事务及活动,使工作以最佳方式进行。
▶
سازماندهی یک کنفرانس نیازمند برنامهریزی دقیق است.
组织一次会议需要精确的计划。
▶
او در سازماندهی پروژههای بزرگ تجربه زیادی دارد.
他在组织大型项目方面有丰富的经验。
▶
سازماندهی زمان به ما کمک میکند تا بهرهوری بیشتری داشته باشیم.
时间组织帮助我们提高效率。