Definition
▶
مشکل
moshkel
مشکل به معنی وضعیتی است که حل آن دشوار باشد و نیاز به تلاش و فکر دارد.
المشكلة تعني وضعاً يكون من الصعب حله ويتطلب جهداً وتفكيراً.
▶
من با این مسئله مشکل دارم.
لدي مشكلة مع هذه المسألة.
▶
مشکل اصلی ما کمبود منابع است.
المشكلة الرئيسية لدينا هي نقص الموارد.
▶
او همیشه در حل مشکلات دیگران کمک میکند.
هو دائماً يساعد في حل مشاكل الآخرين.