Definition
▶
سردرگمی
sardargomi
سردرگمی حالتی است که فرد در آن نمیتواند تصمیم بگیرد یا راه درست را پیدا کند.
الحيرة هي حالة يكون فيها الشخص غير قادر على اتخاذ قرار أو العثور على الطريق الصحيح.
▶
بعد از شنیدن خبرهای متناقض، او در سردرگمی عمیقی فرو رفت.
بعد سماع الأخبار المتناقضة، وقع في حيرة عميقة.
▶
سردرگمی او در انتخاب دانشگاه باعث شد که تصمیمش را به تأخیر بیندازد.
حيرته في اختيار الجامعة جعلته يؤجل قراره.
▶
سردرگمی او در مورد آیندهاش، او را نگران کرده بود.
حيرته بشأن مستقبله كانت تسبب له القلق.