Definition
▶
احیا
ehyā
احیا به معنای زنده کردن یا احیای چیزی است که در حال نابودی یا فراموشی است.
الإحياء يعني إحياء شيء كان في حالة من الفناء أو النسيان.
▶
کتابخانه جدید به احیای فرهنگ مطالعه در شهر کمک کرد.
المكتبة الجديدة ساعدت في إحياء ثقافة القراءة في المدينة.
▶
تلاشهای او در احیای سنتهای قدیمی قابل تحسین است.
جهوده في إحياء التقاليد القديمة تستحق الإشادة.
▶
احیای محیط زیست یکی از چالشهای بزرگ عصر ماست.
إحياء البيئة هو أحد التحديات الكبرى في عصرنا.