Definition
▶
زبانزد
zabānzad
زبانزد به معنای مشهور و معروف است که در میان مردم شناخته شده و مورد توجه قرار دارد.
اللغة الفارسية تعني المشهور والمعروف الذي يتم التعرف عليه والاهتمام به بين الناس.
▶
این بازیگر به خاطر ایفای نقشهایش زبانزد شده است.
هذا الممثل أصبح مشهورًا بسبب أدواره.
▶
کتاب جدید او به سرعت زبانزد شد و فروش بالایی داشت.
كتابها الجديد أصبح مشهورًا بسرعة وحقق مبيعات عالية.
▶
دیوان حافظ یکی از آثار زبانزد ادبیات فارسی است.
ديوان حافظ هو واحد من الأعمال المشهورة في الأدب الفارسي.