Definition
▶
حس کردن
hess kardan
حس کردن به معنای درک و تجربهٔ احساسات و عواطف است.
الإحساس يعني إدراك وتجربة المشاعر والعواطف.
▶
من همیشه وقتی به موسیقی گوش میدهم، حس خوبی دارم.
أشعر دائمًا بشعور جيد عندما أستمع إلى الموسيقى.
▶
او توانسته است غم را در چهرهٔ دوستانش حس کند.
لقد استطاع أن يشعر بالحزن في وجوه أصدقائه.
▶
بعضی اوقات، ما باید احساسات خود را حس کنیم تا بهتر خود را بشناسیم.
أحيانًا، يجب أن نشعر بمشاعرنا لنفهم أنفسنا بشكل أفضل.