Definition
▶
دیدن
didan
عمل مشاهده و درک بصری چیزی یا کسی.
The act of observing and visually perceiving something or someone.
▶
من در پارک یک پرنده زیبا را دیدم.
I saw a beautiful bird in the park.
▶
او همیشه فیلم های جدید را می بیند.
He always sees new movies.
▶
ما باید در کلاس درس را ببینیم.
We need to see the lesson in class.