Definition
▶
سفر کردن
safar kardan
سفر کردن به معنای رفتن به مکانهای جدید و دیدن فرهنگها و مکانهای مختلف است.
לטייל פירושו הוא ללכת למקומות חדשים ולראות תרבויות ומקומות שונים.
▶
ما هر تابستان برای سفر کردن به شمال میرویم.
אנחנו נוסעים כל קיץ לצפון.
▶
او تصمیم گرفت که برای سفر کردن به اروپا برود.
הוא החליט לנסוע לאירופה.
▶
سفر کردن به کشورهای مختلف تجربههای جالبی به همراه دارد.
לטייל במדינות שונות מביא חוויות מעניינות.