Definition
▶
سفر
safar
سفر به معنای حرکت از مکانی به مکان دیگر برای تفریح، کار یا دلایل دیگر است.
נסיעה היא תהליך של מעבר ממקום למקום למטרות פנאי, עבודה או סיבות אחרות.
▶
من این هفته به سفر میروم.
אני נוסע לטיול השבוע.
▶
سفر به کشورهای دیگر همیشه تجربه جالبی است.
נסיעה למדינות אחרות תמיד חוויה מעניינת.
▶
او برنامهریزی کرده است که در تابستان یک سفر دریایی داشته باشد.
היא תכננה שנסיעה ימית בקיץ.